مهاجرت کاری به آلمان – گفتگو با دکتر نعمتی

مهاجرت کاری به آلمان

تاریخ انتشار

1401/12/23

تعداد مشاهده

308 نفر

در گفتگوی پیش رو با دکتر نعمتی درباره مهاجرت کاری به آلمان صحبت کردیم ، جزییات بسیار مفیدی دربارهی مجاجرت کاری از ایشان پرسیدیدم ، چنانچه در باره مهاجرت کاری مهندسین برق به آلمان کنجکاو هستید در این گفتگو با ما همراه باشید

آقای مهندس نعمتی سلام. به این گفتگوی زنده تصویری خوش آمدید. لطفا خود را معرفی کنید.

باسلام خدمت شما و عزیزانی که این گفتگو را دنبال می کنند. بنده محسن نعمتی متولد و بزرگ شده در تهران و اصالتاً ترک هستم. بنده تا 24 سالگی در تهران بودم و از سال 1387 به آلمان آمدم. و در ایران تا کارشناسی مهندسی برق در دانشگاه تهران تحصیل کردم.

 

سال 1387 درخواست مهاجرت دادید؟ درخواست چقدر طول کشید؟

قبل از اینکه لیسانس را بگیرم، درخواست داده بودم و این پروسه برای کشورهای مختلف، متفاوت است. حداقل 6-3 ماه باید روی آن حساب کرد. آن زمان که من درخواست دادم، داوطلب کمتر بود. و بخاطر همین ظرف 1.5 ماه از دانشگاه پاسخ مثبت گرفتم. در آلمان مانند سایر کشورها نظیر امریکا یا استرالیا بورسیه وجود ندارد و دانشگاه ها پولی است؛ البته در مقطع دکتری بورسیه وجود دارد.

بنده مقطع کارشناسی ارشد را در رشته برق قدرت (انتقال برق) در دانشگاه هانوفر با رتبه 300 در دنیا گذراندم. البته خیلی روی این رتبه بندی ها حساب نکنید چون عوامل مختلفی در آن دخیل است و رتبه بندی مربوط به یک رشته خاص نیست. مثلاً دانشگاه هانوفر در رشته برق، رتبه بالایی داشت ولی در کل رشته ها، رتبه پایین تری داشت. ولی می توان از سایت دانشگاه ها بررسی کرد که فلان دانشکده با کدام اساتید روی چه موضوعات تحقیقاتی کار می کند. این می تواند در راهنمایی دانشجویان موثرتر باشد.

خیلی جالب است که در آلمان، زمان کارشناسی ارشد یک مقدار وارد بازار کار می شوید و دانشگاه این را می گوید که خودتان این کار را انجام دهید. این موضوع برای من هم پیش آمد. من ترم سوم و چهارم را به کارآموزی اختصاص دادم و به مدت 6 ماه با شرکت بزرگ پخش آلمان همکاری داشتم.

بعد از آن، 6 ماه هم روی تز فوق لیسانس وقت گذاشتم و در زیمنس کار کردم. استادم این موارد را به من پیشنهاد می داد. این اقدام، نقطه اتصال من با شرکت زیمنس شد. و سپس در دکتری به من کمک کرد.

در سال 2011، دکتری خود را در دانشگاه اشتوتگارد آلمان آغاز کردم و دوره را به مدت 5 سال سپری کردم. ضمن اینکه، دانشگاه اشتوتگارد را به دوستان متقاضی پیشنهاد می کنم. این دانشگاه، پروژه های هوشمند را در دست تحقیق دارد.

 

ویزای شما دانشجویی بود؟ چون با این ویزا نمی شود کار کرد. ولی چون از طرف دانشگاه معرفی شده بودید، توانستید کار کنید.

وقتی با ویزای دانشجویی به آلمان می روید، نمی توانید درس را رها کنید و کار کنید. ولی دانشجویان می توانند 90 روز در سال یا 180 نیم روز در سال کار کنند.

 

زبان آلمانی را چگونه یاد گرفتید؟

به سختی. همه می دانند زبان سختی است و آن را از سال 1385 با طی کردن دوره دو-سه ماهه آغاز کردم. الان این همه موسسه آموزشی وجود دارند، آن زمان اینگونه نبود. الان در کنار انگلیسی، سایر زبان ها هم قوی شده اند.

یک سال قبل از اینکه درخواست بدهم، یکی از دوستان را در اینترنت دیدم، لیسانس را رها کرده بود و به آلمان آمده بود. از سیستم آموزش آلمان تعریف کرد که من را خیلی به آن علاقه مند کرد.

بخاطر همین یک سال در موسسه گوته به فراگیری زبان آلمان پرداختم ولی نتوانستم ان را کامل کنم ولی درخواست دادم و با شرایطی پذیرفته شدم و به اینجا آمدم.

زبان آلمانی، آزمون خاصی تحت عنوان تست آف دارد و از معروف ترین امتحانات است و باید در قسمت های مختلف بین 5-1 نمره اخذ کرد. باید نمره 4 در 4 را گرفت تا دانشگاه ها پذیرش بدهند، نمره من 3 شده بود. ولی طی چند دقیقه گفتگو با یک پروفسور، برگه ای را تایید کرد و من را پذیرفت و نهایتاً مدرک را اخذ کردم.

در کل زبان آلمانی را باید تا سطح پیشرفته آموخت، ضمن آنکه بسیار هم روی زبان خود حساس هستند.

 

از شرایط در آلمان بگویید.

یکی از مزایای سیستم آموزشی آلمان نسبت به سایر کشورها، رایگان بودن آزمون است. زمان ما یک شهریه 500 یورویی برای تحصیل وجود داشت به همراه بعضی خدمات و سوبسیدها به میزان 300 یورو، که در مجموع هر ترم 800 یورو برای من هزینه داشت.

به محض آنکه درس من تمام شد تا سال 2011، آن 500 یورو حذف شد. و خیلی از ایالت ها آن هزینه شهریه را ندارند. این میزان البته برای کیفیتی که دانشگاه های المان دارد، رقم ناچیزی است.

معروف است که خرج سالیانه دانشجو یا انسان، حداقل 8000 یورو است و مقدار زیادی از این هزینه، هزینه مسکن است. و شهرهای بزرگ مانند هامبورگ، مونیخ، کلن، اشتوتگارت و… گران تر هستند. و شاید هزینه اجاره یک اتاق در آنها 500 یورو باشد. ولی بطور میانگین هزینه خانه کوچک در آلمان ماهانه 400 یورو است. به میزان همین 400 یورو اضافه کنید بعنوان هزینه های زندگی بصورت دانشجویی!

 

از کارآموزی درآمد داشتید؟

در دوره دانشجویی، خیلی از موقعیت ها وجود دارد تا دانشجو، مخصوصاً دانشجوی برق کار کند؛ چراکه پروژه زیاد است و دولت برای دانشگاه ها هزینه می کند. بدین خاطر موقعیت هایی ایجاد می شود که دانشجویان فوق لیسانس، به فعالیت بپردازند. من در آزمایشگاه فشار قوی کار می کردم و هر ماه 500 یورو درآمد داشتم. و با مقداری اضافه کردن به آن از جیب، زندگی می کردم. برای این کار 40 ساعت در ماه، فعالیت داشتم.

 

در مقطع دکتری شرایط چگونه بود؟

شرایط مقداری تفاوت دارد. می توانید همه هزینه را خودتان پرداخت کنید. حالت دیگری هم وجود دارد مبنی بر اینکه کمک هزینه مالی دریافت می کنید. حالت سومی هم وجود دارد که شما دیگر دانشجو نیستید و کار می کنید. یا اینکه بصورت نیمه وقت کار می کنید، یا بصورت سه چهارم وقت کار می کنید، یا بطور تمام وقت کار می کنید و بر اساس یک جدول حقوق شما پرداخت می شود.

حقوق یک کار تمام وقت پژوهشی در دانشگاه های آلمان، بطور خالص حدود 2000 یورو است. و می توان هزینه های زندگی را با این حساب، تامین نمود. دوره دکتری من 4.5 سال به طول انجامید.

من تزریق پول از ایران تقریباً نداشتم و خودم کارهایم را مدیریت می کردم ولی اوایل سخت بود.

 

اقامت شما در حال حاضر چگونه است؟ به چه کاری مشغول هستید؟

من در حال حاضر، شهروند آلمان هستم. زمانی که فوق لیسانس من در حال اتمام بود، یکی از مزیت های آلمان پیوستگی شدید سیستم کاری آلمان به سیستم دانشگاهی آلمان است. پروفسور من را هول داد تا در یک پروژه ای که در زیمنس و سیستم های GIL وجود داشت، مشارکت کنم و در تحقیقات محاسبات شبکه کار کنم.

بعد از آن، پروژه دیگری از زیمنس گرفتم، بعد از سه ماه درخواستی از دانشگاه اشتوتگارت داشتم که پیشنهاد مقطع دکتری در حوزه سیستم های هوشمند به سمت شبکه های جزیره ای به من داده شد.

بعد از دوره دکتری هم، در زیمنس مشغول شدم و در شهر نورمبرگ حضور دارم.

قصد ندارم بچه ها را دلسرد کنم ولی باید گفت بزرگترین مشکل سیستم پژوهشی ایران، وصل نبون، هرج و مرج و تمرکز نداشتن است. مشکل دیگری که به شدت دارد، دانشجویان را دلسرد می کند، چون مقاطع به شدت تئوری است. و خود دانشجو باید به سمت تحصیل کاربردی پیش برود و با صنعت ارتباط پیدا کرد.

این اتفاق بصورت اتوماتیک در ایران رخ نمی دهد. ولی در آلمان، بصورت اتوماتیک رخ می دهد!

من با پروفسورم در مقطع ارشد صحبت کردم و گفتم که می خواهم کارآموزی و کار دانشجویی انجام دهم، بلافاصله تلفن را برداشت و با یک شرکت صحبت کرد و من را با آنها متصل کرد. و من پیگیری های لازم را انجام دادم.

 

در حال حاضر کجا زندگی می کنید؟ از خودتان خانه دارید؟ چقدر درآمد دارید؟

نورمبرگ، بله خانه دارم. یک چیز که در آلمان تابو است، سوال درباره درآمد است و سوال خصوصی بشمار می آید. خبر خوب این است که در برق، درآمدها در آلمان بالاست. شاید مهندسان برق، بعد از وکلا، دکترها و… قرار دارند. اگر دکتری داشته باشید، 70 هزار یورو بطور ناخالص در سال درآمد دارید که 40 درصد آن بواسطه مالیات از دست می رود!

 

زندگی در نورمبرگ، تقریبا معادل زندگی در شیراز یا تبریز است؟ یک آپارتمان خوب 100 متری در شهر را با چه قیمتی می توان خرید؟

بله جزو ده شهر اول است. قیمت آپارتمان خیلی خیلی در اینجا بالا می رود و تورم مسکن حدود 10 درصد است. بخاطر ورود مهاجران زمین و مسکن در آلمان از رکود خارج شده است. و در اینجا فروش تراکم و… وجود ندارد، چراکه رعایت محیط زیست بسیار رعایت می شود و نمی شود در جنگل و کوه پیشرفت! و بخاطر این ملاحظات، خانه و زمین محدود است.

مثلاً یک آپارتمان 100 متری در نورمبرگ حدوداً 500 هزار یورو قیمت دارد. با درآمدی که من دارم، باید 8-7 سال کار کنم و خرج نکنم تا بتوانم خانه در اینجا تهیه کنم. ولی نکته مثبت این است که از بانک وام 15 ساله با نرخ سود 2-1 درصد بگیرید.

 

یک خانواده 3-2 نفره در زندگی متوسط آلمانی سالانه چقدر هزینه دارند؟

اعدادی که من اعلام می کنم بطور میانگین است. مثلا یک آپارتمان 100 متری را اگر در مونیخ بگیرید، باید 2000 یورو اجاره ماهیانه پرداخت کنید. در شهرهای کوچک تر، حدود 1000 یورو است.

مسکن یک سوم هزینه زندگی را شامل می شود و با ایران مشابهت دارد. سایر هزینه های زندگی هم همینطور است و شاید 1500 یورو در ماه باشد. ولی خیلی بستگی دارد به اینکه تفریحات شما چه باشد، مسافرت چقدر بروید و…

 

شما در آنجا واقعاً چه مشکلاتی دارید؟

یک مشکل برای من در هانوفر، آب و هوا بود. ما در ایران این را متوجه نمی شویم، چون هوا آفتابی است و روز بارانی را بعنوان یک روز خوب محسوب می کنیم. ولی در نیمه شمالی آلمان، باران زیاد دارد و هوا ابری خاکستری است. این در بلندمت انسان را افسرده می کند و در روحیه بطور مستقیم اثر می گذارد. روز آفتابی، یک روز خوب در آلمان بشمار می آید.

موضوع دیگر، زبان آلمانی است. باید علاقه داشته باشید تا بتوانید آن را یاد بگیرید. کسانی که اینجا هستند و این زبان را دوست ندارند، در مضیقه هستند؛ چون در ورودی به یک فرهنگ و کسب و کار و رابطه با انسان ها، زبان است. زبان آلمانی یک مقدار قدیمی و با اسلوب ها و قوانین بسیار زیاد است. و مانند انگلیسی راحت نیست.

فرهنگ آلمانی ها هم نمی خواهم بگویم بسته است ولی آن انعطافی که آلمانی ها دارند، ندارد. یعنی ارتباطات شان با خودشان هم کم است ولی آدم های سردی نیستند. آلمانی ها به مرزبندی ها خیلی اعتقاد دارند و بین کار و زندگی شخصی، تفاوت قائل می شوند.

همکارانشان، همکار هستند، رفیق هایشان، رفیق هستند و این مرزبندی ها را زیاد دارند. دیسیپلین کاری و زندگی دارند، یکشنبه ها را روز استراحت و آرامش می دانند. و در این روز مغازه ها و همه جا تعطیل است. در این روز اگر جاروبرقی هم می خواهید روشن کنید، باید مراقب همسایه باشید! اسباب کشی در این روز وجود ندارد!

 

درباره ارتباط صنعت و دانشگاه صحبت کردید. تفاوت ها را میان ایران و آلمان توضیح دهید.

نکته مهم، مرزبندی ها در آلمان است. مثلاً اگر کار از روال خارج شود، خود را گم می کنند. درخصوص کرونا، در مضیقه و مشکل هستند، درحالیکه کشورهایی که با بحران دست و پنجه نرم کرده اند، راحت تر با کرونا کنار آمده اند.

با شرایط بحران مشکل دارند، چون عادت دارند همه چیز بر روال خود باشد.

در اینجا کاملاً مشخص است که چه گروهی در چه دپارتمانی، چه کاری انجام می دهد و مرزبندی وظایف کاملا مشخص است. ابتدای سال هدف ها بطور کامل تدوین می شود و هر سه ماه یکبار، هدف ها رصد می شود و در پایان سال، ارزیابی انجام می شود و افراد بطور مرتب از بالا و سایر افراد، بازخورد دریافت می کنند.

اگر یک فرد نتواند کار خود را انجام دهد و به بقیه تکیه کند و کار خود را به دیگری محول کند، کاملاً از سیستم خارج می شود و او را بیرون می آورند.

آلمانی ها، از کودکی و دبستان، با یک روش بزرگ شده اند. یعنی 80-70 درصد میانی جامعه عین هم درس خوانده اند، عین هم بزرگ شده اند. ایده ها و فکر کردن آنها، خیلی شبیه هم است. این باعث می شود وقتی سر کار می روند، نیاز به بحث های زیاد نداشته باشند.

مثلاً من یک کامنت مشابه را از دو نفر درباره یک چیز در کارم دریافت کردم و متوجه شدم اینها نوع نگاهشان نسبت به یک کار مانند هم است.

همه اینها موجب شده است، تا آلمان، آلمان شود.

 

بایدها و نبایدهای زندگی در آلمان را باید، قبل از تصمیم به زندگی در آن کشور دانست.

ما ایرانی ها یکسری از عادت ها و رفتارها را داریم. آلمانی ها دقیقه نودی نیستند. مثلاً شرایط کاری من منعطف است و من می توانم از 6:30 صبح تا 8 شب و 40 ساعت در هفته کار کنم. این 8 ساعت کار را، خیلی از همکاران من 7 صبح آغاز می کنند و در ساعت 15 به اتمام می رسانند. و بعد از آن استراحت می کنند و راحت هستند.

ما ایرانی ها اینگونه نیستیم. من بعد از 12 سال در آلمان بودن، صبح ها کار نمی کنم و آن را به لحظه آخر می کشانم ولی نسبت به اول خیلی بهتر شده ام!

یکی از نبایدها در آلمان، باقی گذاردن کار به آخر وقت است. یکی دیگر از نبایدها، کلک نزدن و دروغ نگفتن است. اگر کوچک ترین دروغ یا کلک را رئیس شما بفهمند، به شدت با این قضیه عمل می کنند. آن کلک اولین و آخرین است و شانس دوباره به فرد نمی دهند.

درباره مالیات، یکی از بزرگترین جرم ها در آلمان، دروغ در میزان درآمد و مالیات است و بحث مبلغ اصلاً مطرح نیست و قضیه با پول حل نمی شود.

موضوع دیگر، کم کاری با خجالت و با شرمندگی عنوان کردن آن، در اینجا اصلاً وجود ندارد. اعتماد به نفس حرف اول و آخر را در آلمان می زند و کمبود و کم گذاری در کار را نمی پذیرند و موجب سوء تفاهم می شود.

 

حالتان در آلمان خوب است؟ من بعنوان درآمدی و اجتماعی احساس می کنم حالم خوب نیست. حال خانوادگی شما کلاً خوب است؟

شخصاً حالم خوب است و خیلی ناراحت شدم از اینکه گفتید حالتان در ایران خوب نیست. خیلی از افراد ایرانی که در آلمان هستند، حالشان خوب نیست. بخاطر عواملی مانند ارتباطات، زبان، اجتماعی، تجرد و…

این موضوع پیچیده ای در آلمان و کشورهای اروپایی است و خیلی تاثیرگذار است.

 

در پایان باحضور آقای دکتر، به سوالاتی که در اینستاگرام ارسال شده، می پردازم.

  • تورم در آلمان، چند درصد است؟ 2-1 درصد. قیمت خیلی از اجناس طی 12 سالی که در اینجا هستم، تفاوت زیادی نداشته است.
  • آلمان در کدام گرایش برقی قوی است؟ قدرت و یک قطب جهانی بشمار می آید. اینفورماتیک هم خوب است.
  • چگونه می توانم اختراعی که دارم را در آلمان پیگیری کنم؟ پتنت را می توانید با پروفسورها بطور مستقیم مطرح کنید. هیچ مشکلی وجود ندارد. یا اینکه با شرکت ها مستقیماً ارتباط بگیرید.
  • از سایت اپلای اپروکس درخواست به آلمان دادید؟ خیر.
  • چه مهارت هایی را در حوزه برق باید فرابگیریم تا در آلمان استفاده شود؟ درس هایی که خوانده اید، حرف اول را می زند ولی به شما پیشنهاد می دهم که به سمت نرم افزار بروید. چون بسیار مهم است و انواع مختلفی نظیر: متلب، پایتون، جاوا، اینتگرال و… دارد. بیگ دیتا هم در همه زمینه ها کاربرد دارد. اطلاعات تاریخی و آموزش ماشینی روی داده ها در برق قدرت کاربرد دارد.
  • برادرم در آلمان مشغول تحصیل است، می تواند با شما ارتباط بگیرد تا برای کار او را راهنمایی کنید؟ بله. از طریق آی دی اینستاگرام با من تماس بگیرید و صبور باشید.
  • می توان بدون تحصیل در آلمان جذب شد؟ می توانید جذب شوید ولی سخت تر است. می توانید ویزای کار بگیرید و به آلمان بیایید. حدود 12-6 ماه زمان لازم دارد. قبل از آمدن، در خود آمادگی را ایجاد کنید و شرکت ها را رصد کنید.
  • به لیسانس ایران در آلمان، چه کاری می دهند؟ و چه درآمدی می توان داشت؟ کار می دهند. در بعضی رشته ها، داشتن لیسانس کافی است. ولی در رشته برق، با فوق لیسانس داشتن، شانس شما بالا می رود. درآمد ماهیانه 2000 یورو برای لیسانسه ها صدق می کند.
  • گرایش برق مخابرات در آلمان قوی است؟ بله. شرکت های کوچک در آلمان هستند که حرفه ای هستند ولی کارهای اصلی را آنها انجام می دهند. زیمنس یک پروژه را می گیرد و بصورت تکه تکه برون سپاری می کند. شرکت های کوچک کارها را انجام می دهند، چون ارزان تر هستند. متاسفانه روندی در آلمان پیش آمده که بخاطر گران بودن نیروی انسانی، خیلی از کارهای نرم افزاری در خارج از آلمان انجام می شود. بنابراین تخصصی بگیرید که فرد دیگری نتواند به راحتی از پس آن بربیاید.
  • شرایط سنی برای پیدا کردن کار ملاک است؟ بله. شما در رزومه تان جای خالی نباید داشته باشید. مثلاً دو سه سال بیکاری در رزومه، نکته منفی است. باید در رزومه نشان دهید که فعال بوده اید. کارهای در سطح مدیریت را البته نمی توان با سن کم انجام داد و به تجربه و سابقه کاری نیاز دارد.
  • بین آلمان و امریکا در رشته برق، کدام کشور بهتر است؟ زمینه کاری و زندگی در آلمان و امریکا باهم فرق می کند. این سوال جوابی طولانی دارد. استرس کار در آلمان از آمریکا کمتر است و ثبات کاری بالاتر است و قراردادهای سفت و محکم دارید. و سازمانی وجود دارد که کارمندها را حمایت می کند و در صورت اخراج، بیمه هستید و به این راحتی اخراج نمی شوید. درآمدها در آلمان نسبت به امریکا محدودتر است. در آمریکا اما می توان استارت آپ داشت و درآمد بیشتری کسب کرد.
  • دوستان اگر کمک لازم داشتند، می توانم بدون هیچ چشمداشتی، آنها را راهنمایی کنم.
  • ترک های ترکیه ای، بعنوان پرجمعیت ترین اقلیت در آلمان حضور دارند. امیدوارم شما و همه جوانان حال خوبی داشته باشند.

 

آقای مهندس از گفتگو با شمادر باره مهاجرت کاری به آلمان استفاده کردم، خیلی افتخار کردم و توانستم اطلاعات خوبی از حضور در آلمان کسب کنم. در پایان برای همه شما عزیزان آرزوی موفقیت دارم.

 

بیشتر بخوانید :

مهندس برق در آلمان و بررسی تفاوت جاب سیکر و جاب آفر

شرایط مهاجرت کاری مهندسان برق به کشور های مختلف

 

آموزشی رایگان کارشناس رسمی
پاسخ تشریحی نظام مهندسی مکانیک
پاسخ تشریحی نظام مهندسی مکانیک

سایر مقالات

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دریافت صدها آموزش رایگان در اپلیکیشن آکادمی مهندس کریمی دریافت اپلیکیشن
error: Content is protected !!